ناصر الدين انصارى قمى
441
اختران فقاهت ( فارسى )
مىدانستم و قطع داشتم در مقابل اين همه سيل بنيان كن نتيجه نخواهم گرفت ، مع ذلك چرا اقدام فرموديد ؟ » دستى به محاسن كشيده و فرمود : « مىدانى چرا اقدام كردم و تا آخرين لحظات عمر ادامه خواهم داد ؟ براى اينكه اگر صدسال ديگر بعضى از مسلمانان در ؟ ؟ ؟ ؟ زمينها و سردابها دورهم جمع شوند و با كمال ترس درد دل بكنند و بگويند : صدسال قبل علماى شيعه دستبهدست هم دادند و ريشهء اسلام را كندند ، لااقل يكى بگويد : يك آخوند طبرسى و من تبع ( ياوران ) او مخالفت كردند . آرى ، براى همين والسلام . مگر شهداء كربلا نمىدانستند در مقابل آن همه قدرت ، مقاومت نمىتوانند بكنند ؟ « 1 » نيز مرحوم شيخ در لحظاتى پيش از اعدام ، به يپرم قاتل خود فرموده بود : - من مشروطه را حرام كردم و تا ابد الدهر هم حرام خواهد بود . مؤسسين اين مشروطه همه لامذهب صرف هستند و مردم را فريب دادهاند . يپرم پرسيد : چرا مخالفت كردى ؟ - فرمود : من مجتهدم ، تشخيص دادم كه بايد مخالفت و مقاومت كنم . يپرم گفت : اعدام هست ! ! - فرمود : حرفهاى تو بدتر از اعدام هست . . . « 2 » شيخ شهيد مخالفت با مشروطه را وظيفهء شرعى خود تشخيص داد و ازاينرو غربزدگان مشروطه طلب كه تفكر و قدرت اراده وى را همچون سدى مستحكم بر سر راه انديشههاى التقاطى خويش مىديدند ، با وى به مخالفت برخاستند ، و عاقبت نوكران و دستپروردگان انگليس ، انتقام شكست انگليس در جريان رژى را
--> ( 1 ) . بهمنى ، فاجعهء قرن ، ص 141 . ( 2 ) . تندركيا ، « نهيب انقلاب ادبى » ، مجله شاهين ، ص 235 .